تبلیغات
:: . ::

.

درباره ما

  مرکز مقابله با جریانات انحرافی کشور به یاد شهید بزرگوار و مظلوم سید حسن آیت فعالیت خود را در زمینه ی مقابله با جریانات انحرافی آغاز کرده است. همان شهید عزیزی که در بدو انقلاب که کسی از ماهیت شیطانی افرادی چون میرحسین موسوی خبر نداشت، به مخالفت با او برخاست، همان که مدافع سرسخت حریم ولایت بود،همان که صبح روز شهادتش که برای طرح مخالفت با سرپرستی موسوی بر یکی از وزارت خانه ها، اسنادی مبنی بر فراماسون بودن موسوی در اختیار داشت، توسط افرادی ناشناس به شهادت رسید و پیکر مطهرش پذیرای 60 گلوله شد. و همان که به معنای واقعی یک عمار بود. این جریانات از هر چهره و طیفی در آن ها دیده می شود. از مقدس نماهای بی شعور انجمن حجتیه گرفته تا گروه های مسلح ضد انقلاب، که هرکدام به گونه ای به جنگ با آرمان های امت برخاسته اند. به امید آن که این گونه اقدامات ناچیز ما ظهور پسر فاطمه (س) را حتی برای لحظاتی نزدیک گرداند.
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند ******** جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد*****


مدیر سایت : یک عمار
جستجو
نویسندگان
آمار تارنما
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • پشتیبان

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه


    سخنی با شما

    با عرض سلام خدمت شما بازدیدکننده ی گرامی، از این که این تارنما را برای افزایش بصیرت خود انتخاب نموده اید، کمال تشکر و قدردانی را داریم. بدون شک مقابله با جریانات انحرافی تنها در سایه ی تبعیت محض از فرامین مقام عظمای ولایت این پرچمدار ولایت مطلقه ی فقیه امکان پذیر است، زیرا مشخصه ی تمامی این جریانات مخالفت و عناد با این موهبت الهی است. از خداوند منان با همه ی لطف و رحمت واسعه اش درخواست داریم که پایان زندگی ما و شما را به شهادت و رستگاری ختم فرماید. التماس دعا

    مرکز مقابله با جریانات انحرافی کشور
    تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 دوشنبه 28 فروردین 1391

    انجمن حجتیه

    انجمن حجتیه در سال 1336 توسط شیخ محمد ذاکرزاده تولائی معروف به حلبی تاسیس شد. انجمن هدف اصلی خود را مبارزه با بهائیت می دانست و اعضای خود را از ورود به سیاست منع می کرد. در آغاز حضرت امام (ره) نه تنها اجازه دادند اعضای انجمن از وجوهات برای پیشبرد فعالیت های خود بهره ببرند، بلکه آیت الله خزعلی را نیز به عنوان نماینده خود در انجمن معرفی کردند. با اوج گیری نهضت اما کم کم واقعیت چهره های انجمنی ها مشخص شد. حجتیه ای ها در مبارزات نیز نه تنها به بهانه مبارزه با بهائیت کمکی به انقلابیون نکردند بلکه با سخنرانی های متعدد، حرکت امام عظیم الشان را محکوم نمودند. در اینجاست که همکاری صمیمانه تر با ساواک شروع می شود. در واقع شاه تعادلی میان حضور بهائیان و فعالیت های انجمن ایجاد می کند که همواره بهانه ای برای مبارزه در دست انجمنی ها باشد و متعاقب آن نوعی تفرقه در بدنه  مذهبی جامعه ایجاد شود. با پیروزی انقلاب، حلبی حتی صریحا نسبت به امام موضع گرفت و به حرکت انقلابیون اعتراض کرد او در مورد امام تصریح کرد:(یک خودکاری در دستش گرفته و یک اعلامیه ای نوشته، می خواهد امریکا را شکست بدهد.) انجمن اصل انقلاب قبل از ظهور را زیر سوال می برد و بیان می کرد باید نشست تا امام زمان بیاید و کارها را انجام دهد.امام بعد ها از آیت الله خزعلی خواستند تا به حضورش با عنوان نماینده در انجمن پایان دهد. البته پس از انقلاب عده ای از انجمنی ها به آغوش انقلاب برگشتند و حتی برخی در مقابل انجمن قرار گرفتند. انحراف های ایدئولوژیک در عمق بینش انجمن وجود داشت تا آن جا که با واکنش جدی تر حضرت امام (ره) مواجه شدند:(یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید معصیت زیاد بشودتا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه می آید؟ حضرت صاحب می آید که معصیت را بردارد. ما معصیت می کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته بندی ها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این دسته بندی ها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش می برد، در این موج خودتان را وارد کنید و بر خلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.) به دنبال این مواضع انجمن با چهره ای حق به جانب طی بیانیه ای پرمعنا و کنایه دار تعطیلی خویش را اعلام کرد. البته امام نیز با بیان این که انجمن تعطیل شده است نه منحل آن روز این حرکت را بی فایده خواند. و امروز نیز متاسفانه فعالیت های آن ها بسیار زیاد شده است و حتی در برخی از نهادهای مهم کشور نیز نفوذ داشته اند. در حقیقت آن ها مصداق واقعی مقدس نماهای بی شعور اند که حضرت روح الله به زیبایی این عنوان را برای آن ها برگزیدند. امروز بر ماست که با مراقبت از فرزندانمان مراقب دام جلسات حجتیه ای ها که با عنوان امام زمان و مهدویت برگزار می شود، باشیم.


    تاریخ : شنبه 12 فروردین 1391 شنبه 12 فروردین 1391

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی دهه 76 تا 84 یکی از دوران های سیاسی حساس و سرنوشت ساز نظام مقدس جمهوری اسلامی است. به جرات می توان گفت که ورود دوم خرداد به عرصه سیاسی کشور امیدی نا امید کننده را به جریان اپوزیسیون (ضد انقلاب) داد. و در عرصه عمل نیز این جریان تمام تلاش خود را برای نابودی آرمان های انقلاب به کاربرد. با این توصیف می توان گفت واقعه ی دوم خرداد 76 در تاریخ انقلاب اسلامی یکی از نقاط عطف نظام است. شاید یکی از دلایل اقبال مردم به این جریان مشکلات اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی بود، به طوری که آرای 16 میلیونی دور اول کاندیداتوری هاشمی به حدود 10 میلیون رای در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری او رسید. توده مردم در یک تحلیل ساده مشکلات موجود را نه متوجه شخص هاشمی به کل شخصیت های مسئول در کشور متوجه می دانستند و بر این اساس در شناختن مقصر عمدتا فرقی میان هاشمی به عنوان رئیس جمهور و ناطق نوری به عنوان رئیس مجلس قائل نبودند و با رای خود می خواستند به مرحله تازه ای وارد شوند. سکولاریم( بی دینی) و پلورالیسم دینی (بر این اساس هیچ معرفتی حقیقی و آسمانی نیست و هیچ تفاوتی بین ادیان وحیانی و غیروحیانی یا آسمانی و زمینی نیست) مهم ترین اساس و نظریه دوم خرداد بود که به وسیله ی این ها می خواست اساس جریان معنویت را برچیند. اصلاح طلبان افراطی با مبنا قراردادن نظریه ی فوق بعد از دوم خرداد 76 حرکتی را بنیان گذاری کردند تا جامعه را به سوی سکولاریسم سوق دهند و با رادیکالی کردن شرایط، گفتمان دوم خرداد را به گفتمان تغییر و استحاله تبدیل کنند.جریان دوم خرداد در طول 8 سال حاکمیت خود دارای اقدامات و مواضعی خاصی بوده است.

    در بعد فرهنگی و اجتماعی: آنچه پس از دوم خرداد به وقوع پیوست سناریوی تقابل با ارزش های دینی بود. هجمه به دین و اعتقادات دینی با تکیه بر شعارهای تساهل و تسامح، حمله به فقه و احکام شرعی ، تهاجم به مقدسات اسلامی و ارزش هایی مانند زیارت عاشورا و ادعیه ی مذهبی – ترویج ابتذال، هجمه به ولایت مطلقه ی فقیه و تخریب چهره حضرت امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنه ای (ارواحنا فداه) از محور های اصلی هجمه ی آنان در مطبوعات زنجیره ای بوده که حکایت از برنامه ای از پیش طراحی شده برای سست کردن پایه های فرهنگی و اجتماعی جامعه داشت.

    در بعد سیاسی: این جریان متاسفانه در سال های حاکمیت گفتمان توسعه سیاسی پیوند مستحکمی با مخالفان نظام دینی داشتند. برپایی فتنه هایی چون 18 تیر 78، کوی دانشگاه و امثالهم عدم قاطعیت دولت در مواضع خارجی و داخلی، ایجاد امید در اردوگاه دشمن، نرمش در مقابل استکبار، عقب نشینی از حق مردم و تعلیق فعالیت های هسته ای و ساختارشکنی علیه حاکمیت دینی و... از حرکت های مرموز جریان دوم خرداد بود که هزینه های مادی و معنوی زیادی را به نظام تحمیل کردند.

    در بعد اقتصادی: این جریان تلاش برجسته ای برای برطرف کردن اوضاع بحرانی پس از دولت اقتصادی نداشتند. بیکاری بیش از 5 میلیون جوان، افزایش تورم و کاهش قدرت خرید اقشار جامعه، توقف و رکود پروژه های ملی، کسری بودجه، عدم حمایت لازم از اقشار محروم و ضعیف جامعه،ناکارآمدی سیستم اداری و عدم اصلاح نظام اداری کشور، ضعف در پاسخگویی دستگاه های دولتی به مردم علی رغم طرح شعار دولت پاسخگو و... از نشانه های عدم موفقیت دولت اصلاحات در عرصه اقتصادی بوده است. در واقع باید گفت که جریان دوم خرداد تجربه 8 سال خیانت را به مردم ایران چشاند.


    تاریخ : شنبه 12 فروردین 1391 شنبه 12 فروردین 1391

    باطل زشت است و هیچ کس حاضر نیست آن را در آغوش گیرد، پس به ناچار باید خود را بزک کند تا بتواند برای خویش مشتری بیابد. این دغل کاری، آدمیان را فریب می دهد و آنان را به دام می کشاند و در بند می کند. معنویت گرایی و اوج آن، عرفان، نیز به این آفت گرفتار آمده است. معنویت جاذبه دارد و همگان می خواهند همنشین آن باشند. نگاهی به پیدایش و تطورعرفان در جوامع اسلامی نشان می دهد که آن چه نام عرفان را با خود به یدک می کشد، تنها آبشخور آن دین نبوده است و ریشه پاره ای از آموزه های عارفانه را باید در آن سوی مرزهای دین جست و جو کرد. بررسی های تاریخی نشان می دهد که تصوف و عرفان اسلامی؛ متاثر از فرهنگ های بیگانه بوده است. در اوایل حکومت بنی عباس، گروهی از تارکین دنیا و دوره گردان های هندی و مانوی در عراق و ممالک دیگر اسلامی منتشر شدند و عقاید خاص خود را نشر دادند. خرقه پوشیدن هم از رسوم هندی ها است. بوداییان نیز تاثیر گذاشتند. سیاحان بودایی سرگذشت بودا را منتشر و او را سرمشق زهد و ترک دنیا معرفی کردند.

    در این نوشتار قصد داریم به  صورت نکاتی کوتاه به معرفی یکی از گروه های مدعی عرفان و معنویت با نام (شعور کیهانی) بپردازیم که متاسفانه دام شیطانی خود را برای جوانان ما پهن کرده است.

    1. رهبر این فرقه ی انحرافی فردی است به نام محمد علی طاهری که دارای تفکرات انحرافی بسیار عمیقی است به طوری که پس از شنیدن فایل های صوتی او در جلسات شعور کیهانی به راحتی می توان پی به ارتداد این فرد برد.

    2.در یک سخنرانی وی به صراحت وحدانیت خدای متعال را رد کرده و خطاب به اعضای حاضر در جلسه می گوید: (الان شما هم خدای مجسم هستی ، من هم هستم ، همه هستند، همه وجه او هستند… مفهوم من پسر او هستم، الان همه پسرش هستیم، همه فرزندش هستیم ، به یک عبارت هایی چون حالا در اون ماجرای اون جا ، مثلأ ما به خدا می گیم دوست ، اون جا بحث پدر ، پدر آسمانی ، حالا اون شده پدر، ما شدیم فرزند، یک تشبیه عرفانی است )

    3. طاهری در ردّ رجعت یکی از امور قطعی در نزد شیعه می گوید:(زمین مگر چه امتیازی داره که حالا بعد از هزاران سال یه نفر مثل زرتشت یا مسیح یا هرکسی ! دوباره زنده بشه و بیادحالا چه گلی می خواهند بزنند به سرش)

    4. اعضای این فرقه گاهی می‌گویند ما اگر از توسل به پیامبر و خاندانش یا قرآن نهی می‌کنیم برای این است که استفاده‌ی ابزاری از آن‌ها شایسته نیست. درحالی‌که با تأکید بر منزلت شعور کیهانی و نقش بی‌بدیل آن در واسطه‌گری میان انسان و خدا، شفا جستن از آن را ناشایست نمی‌دانند. پرسش این است که حذف قرآن و عترت از رابطه‌ی میان انسان با خدا برای تکریم آن‌هاست یا ایجاد تغییر در باورها و شکستن ارکان دین؟ به خصوص آن‌جا که آقای «طاهری» در پاسخ به پرسشی دراین باره می‌گویند:

    ائمه‌ی اطهار مثل مال، زن و فرزند ممکن است در نظر ناظری تجلیات زیبای الاهی برای تسهیل در مسیر کمال باشند و می‌توانند هر یک برای وی به من دون الله تبدیل شوند نتیجه امواج تهاجم.ص49

    آیا به‌راستی نقش و منزلت اهل بیت و رسول خدا همین است و آن‌ها هیچ کارکرد ویژه‌ای در هدایت انسان‌ها در جهت بسط تعالیم الهی در فرهنگ بشری ندارند؟


    تاریخ : شنبه 12 فروردین 1391 شنبه 12 فروردین 1391

     

    منافقین

    سخن گفتن از نفاق و منافقین به همان اندازه سخت و دشوار است که شناسایی و مقابله با آن مشکل می نماید. منافقین در لایه های زیرین جامعه خفته اند تا روز مبادا فرا رسد. البته تنها نمی توان گروهک مجاهدین خلق را به عنوان منافقین دانست بلکه دشمن افراد زیادی را در آب نمک می خواباند برای روز مبادا، که از نمونه های بارز آن برای امروز می توان به اشخاصی چون میرحسین موسوی اشاره کرد. منافقین به عنوان ابزار هایی آماده در سطح جامعه هستند که اگر یک حمله ای از طرف آمریکا به کشور ما صورت بگیرد، یک مرتبه می بینید گروه های مختلفی سربرآوردند. گروهک مجاهدین خلق (منافقین) در حقیقت شعبه ای از نهضت آزادی هستند. نهضت آزادی سلسله جنبان بحث نفاق است و پرچم دار بحث نفاق نهضت آزادی است که عقبه نهضت آزادی یک جریانی است تحت عنوان ملی مذهبی ها که در کشور ما هستند. پس تشکیل این سازمان در سال 1344 و فراز و نشیب های ایدئولوژیک این سازمان رسما در سال های دهه ی 50 به مارکسیست تغییر عقیده دادند که موجی از مخالفت های مردم و علما را در پی داشت. با پیروزی انقلاب، منافقین که هیچ نقش موثری در انقلاب نداشتند، تا آن جا که توانستند سلاح و مهمات جمع آوری کرده تا برای روزی که در مقابل حرکت مردم قرار می گیرند از آن ها استفاده کنند. پس از آغاز قیام مسلحانه ی منافقین علیه ملت ایران، منافقین بزرگ ترین خدمت خود را به دشمن کرد، آری به شهادت رساندن 12000 نفر تا امروز که لکه ی ننگی است که تا ابد برای این جریان خواهد ماند.منافقین در سال های کنونی هم چنان بر شیوه و مرام نا جوان مردانه خود پای می فشارندو هنوز که هنوز است در فضای دگماتیسمی حاکم بر سازمان به سر می برند. در فضایی که هوشی مینه و مائو و چگوارا را برتر از پیامبر خدا و اهل بیت بر می شمرند و برای تحقق آرمان های پوشالی هنوز شعار (هدف وسیله را توجیه می کند و تاکتیک مقدم بر تکلیف است) را سر می دهند. در سال های پیشین دو ترور مهم آنان به شهادت رساندن شهید اسدالله لاجوردی و شهید صیاد شیرازی بود که به انتقام اعدام های منافقین در زندان ها و انهدام کامل سازمان منافقین در عملیات مرصاد، انجام گرفت. اما آنچه که نباید از نظر دور داشت، وجود عناصر خط نفوذ در بدنه ی حاکمیت نظام است که هر روز به شکلی، از پس توطئه ها و حادثه ها بیرون می جهد.

    در سال های اخیر پس از فرار چند تن از اعضای سازمان از پادگان اشرف بسیاری ازجنایات سازمان علیه اعضای آن افشا شد که برای مثال می توان به اجازه ندادن استفاده ی اعضا از کمترین حقوق شهروندی اشاره کرد. یکی از اعضای فراری بیان کرد که در کمپ اشرف هیچ کس طرز کار با تلفن همراه را بلد نیست و کسی اجازه دیدن هیچ شبکه ای به غیر از سیمای آزادی( سیمای نفاق) را ندارد.


    تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390 سه شنبه 4 بهمن 1390

     

    تاریخ انقلاب اسلامی شاهد حوادث و اتفاقات گوناگونی است که با همه شیرینی‌ها، سختی‌ها، فشارها و همه مسائل حاشیه‌ای‌اش تجربه‌های بسیاری را برای ملت بر جای گذاشته است.

     تجربه و امتحان‌هایی که با گذر زمان فولاد حضور انقلابی مردم را آبدیده‌تر و استوار‌تر کرده است؛ اتفاقاتی که از سوی دشمنان انقلاب اسلامی در قالب بحران، جریان‌سازی و پیاده می‌شوند تا با ایجاد تهدید، وزنه مقابل آن یعنی امنیت و نهادهای امنیت‌ساز جامعه را مورد خدشه قرار داده و از این طریق اهداف و اغراض شوم خود را پیاده سازند.

     

    در همین راستا غائله کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 از جمله حوادث و اتفاقاتی است که با ایجاد شرایط بحران در آن مقطع زمانی اهداف دشمنان انقلاب اسلامی در طرح‌ریزی پروژه براندازی از درون را مشخص ساخت، چرا که در روزهای آغازین سال 1378 «نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی خواستار اجرای فوری پروژه انفجار از درون ساختار حکومتی ایران شد و تأکید کرد: «باید با ایران کاری کرد تا همان اتفاقی که در شوروی سابق صورت گرفت، پیش آید و آن هم انفجار از درون بود.»

     

    از این رو با ایجاد بحران در تیرماه همان سال و چهار روز آشوب در تهران فضای مورد دلخواه و ترسیم شده از سوی طراحان خارجی و مجریان داخلی را به‌وجود آوردند.

     

    در واقع این موضوع شروعی برای یک حرکت آرام به روش حرکت با چراغ خاموش و در راستای تهاجم و ناتوی فرهنگی دشمن آغاز شد. دشمن با تلفیق تهاجم فرهنگی با ماهیت فرهنگی آن با مفاهیم سیاسی و امنیتی، استحاله در افکار و باورها و نفوذ در کانون‌های تصمیم‌ساز و سیاست‌پرداز و به عبارت دیگر شکار وابستگان نظام با فریب یا از طریق آلوده‌سازی به مطمع دنیوی در دستور کار قرار داد به گونه‌ای که بر اساس این الگو و در استمرار این مسیر اتفاقات وحوادث بعد از انتخابات دهم و فتنه 88 را به‌وجود آورد. اتفاقات و حوادثی که تا چندین ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری فضای کشور را ناآرام و کام مردم را از پیروزی و حضور حداکثری و 40میلیونی که برای ملت ایران یک عید و جشن بزرگ ملی به حساب می‏آمد، تلخ و سرعت چرخ‌های سازندگی کشور را از حرکت در مسیر رشد و سازندگی باز داشت.

     

    در واقع نگاه عمیق به جریانات اخیر از بحران 78 و نهایتاً فتنه 88 روند شکل‌گیری این جریانات را بیش از پیش نمایان می‌سازد که تهدیدات نرم علیه انقلاب اسلامی با ناتوی فرهنگی آغاز شد که با تخریب باورها و اندیشه‌های برآمده از اعتقادات بسترهای مناسب برای بروز حوادثی از قبیل بحران 78 و فتنه 88 را فراهم کرد. مسأله‌ای که مقام معظم رهبری با دوراندیشی الهی خویش از سال‌ها پیش از وقوع این جریانات، در پایان جنگ تحمیلی، هشدار داده بودند که جنگ دیگری در قالب تهاجم و ناتوی فرهنگی در حال انجام است و در این باره نیز فرمودند:«اینکه مکرر گفته‌ایم و می‌گوییم که توطئه فرهنگی در جریان است و من آن را عیان در مقابل خودم مشاهده می‌کنم متکی به استدلال است، شعار نمی‌دهم، من این را مشاهده می‌کنم، امروز دشمن با شیوه‌هایی بسیار زیرکانه در داخل، درحال یک جنگ و مبارزه تمام عیار فرهنگی علیه ماست». (25 /6/ 70)

     

    از این رو تهاجم فرهنگی دشمن و شکل‌گیری تهدیدات نرم و تلفیق آن با مفاهیم امنیتی مباحثی است که از جمله محصولات این فرآیند بروز غائله کوی دانشگاه و پیاده‌سازی انقلاب رنگی و مخملی در حوادث بعد از انتخابات است که با دستگیری برخی از عوامل و اعتراف عاملان این جریان و گذشت زمان این مسأله بیش از پیش روشن شد که فتنه 88 آمریکا و برخی کشور‌های غربی با پوشش فعالیت‌ها و اقدامات گروه‌های سیاسی و با مدیریت اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران و حمایت‌های مالی از آنان و با الگوگیری از انقلاب‌های رنگی انجام گرفته در دیگر کشور‌ها و با تأکید بر آشوب‌های شکست‌خورده 18 تیر 78، با استفاده از جنگ رسانه‌ای و بهره‌گیری از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های عملیات روانی برای جابه جایی افکار عمومی و زمینه‌سازی جهت انقلاب مخملی، به دنبال ایجاد آشوب و اختلال در فضای کشور بودند و با حمایت از گروه‌های تابلودار ضدانقلاب و گروه‌های تروریستی وابسته به غرب در دامن‌زدن به اغتشاشات، اعتراضات و ناآرامی‌ها فعال بودند. این دقیقاً همان سناریویی است که از سوی مخالفان دولت گرجستان که از سوی غربی‌ها حمایت می‌شد، با استفاده از «رنگ سرخ» در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2003 میلادی این کشور اجرا شد و با کشاندن هواداران سرخ رنگ خود به خیابان‌ها و گسترش اعتراضات به نتیجه انتخابات و با حمایت‌های سنگین غربی‌ها در نهایت دولت حاکم را وادار به عقب نشینی کرده و مخالفان قدرت سیاسی را به دست گرفتند.

     

    از سوی دیگر ماهیت جریان مدعی «یار و همراه امام» برای مردم مشخص شد؛ جریانی که از ابتدا با شعارهای انتخاباتی آرمانی و همراهی با امامرحمه الله علیه و ولایت وارد عمل شدند و در انتها به تقابل با اندیشه‌های حضرت امامرحمه الله علیه و اصل ولایت پرداختند؛ به گونه‌ای که در روز قدس با زیر سؤال بردن یکی از جدی‌ترین و راهبردی‌ترین مسائل نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی مسأله فلسطین و حمایت از مردم مظلوم فلسطین، افرادی با روزه خواری و رفتارهای غیر دینی، این راهبرد نظام که از اندیشه‌های ضد استکباری حضرت امامرحمه الله علیه تبلور یافته بود را زیر سؤال برده و مورد حمایت صهیونیست‌ها در دنیا قرار گرفتند و در 13 آبان و 16 آذر بدون توجه به ماهیت ضد استکباری این روزها حرکت‌هایی در جهت تأمین منافع استکبار و متعاقب آن بی‌حرمتی به تصویر حضرت امامرحمه الله علیه و آرمان‌ها و شعائر امامرحمه الله علیه یعنی جمهوری اسلامی و اقدام وقیحانه و شرم آور اهانت به ساحت قرآن کریم و بی‌حرمتی به خون پاک سالار شهیدان و عاشورای حسینی و اصل مترقی ولایت فقیه انجام گرفت که عمق رذالت و همچنین دروغگویی این افراد را در همراهی با امامرحمه الله علیه و آرمان‌های امام نشان داد.

     

    در واقع این مسائل نشان داد که جماعت فتنه‌گر از همه مرزهای اخلاقی و اعتقادی عبور کرده‌اند و دیگر هیچ نسبتی بین آنان و امامرحمه الله علیه و مردم بزرگ ایران نیست چرا که این جریان هیچ چارچوبی برای رفتار و اندیشه خود نداشته و مهمتر از همه هیچ اعتقادی به قانون اساسی و مسائل و مقدسات جامعه نیز ندارد و با شعار علیه اصل ولایت فقیه که جزو اساسی‌ترین اصول قانون اساسی است بی‌اعتقادی به اسلام و ارزش‌های حسینی را ثابت می‌نماید.

     

    در واقع بی‌حرمتی‌ها و اهانت روز عاشورا در جریان فتنه88 همان اهانت به ساحت مقدس حضرت امامرحمه الله علیه وتفکرات و اندیشه‌های پاک و زلال ایشان و ادامه جسارت‌های دیروز است که در بحران تیر 78 با شعارهای کذایی دنبال می‌گردید، همان جریانی که تظاهرات علیه خدا، انتقاد علیه معصومین و استیضاح کابینه ائمه هدی را تجویز می‌کردند؛ قیام کربلایی حسین بن علی(ع) را خشونت می‌نامیدند و افکار و اندیشه حضرت امام رحمه الله علیه را عامل عقب‌ماندگی ایران می‌دانستند و خواستار به موزه سپردن افکار ایشان بودند.

     

    در واقع این جریان، یک جریان فرصت‌طلب آشکار است و نوع حمایت‌ها نیز کاملاً معنی دار است. آنها به بهانه تقلب در انتخابات و اعتراض به نتیجه آن به صف آرایی علیه انقلاب اسلامی پرداختند و به بهانه اعتراض به ادعای دروغین خود به مبارزه با اندیشه‌های امام(ره)، ولایت فقیه و ارزش‌های اسلامی پرداخته می‌شود. از این رو پاره شدن عکس امامرحمه الله علیه و اهانت به آرمان‌های انقلاب و ارزش‌های حسینی و عاشورایی نتیجه زمینه‌سازی جریانی است که سال‌هاست تلاش خود را مصروف پاره کردن، تحریف کردن و محو کردن اندیشه‌های تابناک امام خمینیرحمه الله علیه کرده‌اند.

     

     

    بنابراین در مطالعه شکل‌گیری این گونه حوادث ابتدا ردپای تهاجم فرهنگی و سپس تهاجم امنیتی- سیاسی که به تعبیر مقام معظم رهبری در قالب جنگ نرم از سوی دشمنان انقلاب اسلامی در حال پیگیری است دیده می‌شود چرا که با تغییر در باورها و اندیشه‌های آحاد یک جامعه تغییر در رفتارهای سیاسی و ساختار حکومتی کشورها امکان‌پذیر است.

     

     


    تعداد صفحات

    تعداد صفحات :21 2

    آخرین مطالب ارسالی

    عضویت در شبکه ی اطلاع رسانی





    ایجاد شده توسط وب گذر

    All Rights Reserved 2010 ©ammariun

    This Template Designed By Kohsorkh Team

    کپی برداری از مطالب این تارنما با درج منبع آن بلا مانع است .